و دوباره آن پرچم های عشق و حقیقت و شهادت بر افراشته شد.دوباره سایبانی به
بلندای تاریخ، به بلندای مظلومیت حسین،به پایداری زینب و آن کودکان یتیم،به بی کرانی
فداکاری عباس تمام آسمان سوزان آن ظهر تاریخی را همچون کودکی در بر گرفت،تا
همگان به یاد آن واقعه بگریند و زنده نگه دارند هر آنچه که از او به یادگار دارند.
عزاداری همه قبول باشه.
و اما در حاشیه ی مراسم عزاداری...
هر کسی با هر نیتی که میره عزاداری به خودشو خداشو امام حسین ربط داره،به من
ربطی نداره.
اینکه همه مثل هم نمیتونن عزاداری کنن و همه ی عزاداری ها که مثل هم نیستن
و هر کی هر جوری راحته همون،باز هم به من ربطی نداره.
اینکه خیلی ها به واسطه ی عزاداری هزارو یک نوع کارو کاسبی و ... راه انداختن باز
هم به من ربطی نداره.
اینکه وقتی بعضی ها از آدما از عزاداری میان و ته جیبشون پر از تکه کاغذ های شماره
تلفن....اینم به من ربطی نداره.
اینکه از یه هیئت ۵۰ نفره ۲۵ نفر طبل میزنن و ۱۵ نفر سنج به عشق عاشورا و کربلا
باز هم به من ربطی نداره.مخصوصا اگه یه طبل زن هم به قول معروف جوش کنه!!!
نمیدونم.فقط میتونم بگم عزاداریاتون قبول.
حسینی باشید.
ضمیمه۱:لطفا کسی ناراحت نشه.اینارو واسه ی اونایی نوشتم که دیدمشون. و
شامل همه ی عزاداران محترم نمیشه.