تبليغاتX
از هر گوشه ی دلم - کربلا،عاشوراونگاهی دیگر
 

 

   و دوباره آن پرچم های عشق و حقیقت و شهادت بر افراشته شد.دوباره سایبانی به

   بلندای تاریخ، به بلندای مظلومیت حسین،به پایداری زینب و آن کودکان یتیم،به بی کرانی

    فداکاری عباس تمام  آسمان سوزان آن ظهر تاریخی را همچون کودکی در بر گرفت،تا

    همگان به یاد آن واقعه بگریند  و زنده نگه دارند هر آنچه که از او به یادگار دارند.

   عزاداری همه قبول باشه.


   و اما در حاشیه ی مراسم عزاداری...

   هر کسی با هر نیتی که میره عزاداری به خودشو خداشو امام حسین ربط داره،به من

   ربطی نداره.

    اینکه همه مثل هم نمیتونن عزاداری کنن  و همه ی عزاداری ها که مثل هم نیستن

    و هر کی هر جوری راحته همون،باز هم به من ربطی نداره.

    اینکه خیلی ها به واسطه ی عزاداری هزارو یک نوع کارو کاسبی و ... راه انداختن باز

    هم به من ربطی نداره.

     اینکه وقتی بعضی ها از آدما از عزاداری میان و ته جیبشون پر از تکه کاغذ های شماره

     تلفن....اینم به من ربطی نداره.

     اینکه از یه هیئت ۵۰ نفره ۲۵ نفر طبل میزنن و ۱۵ نفر سنج به عشق عاشورا و کربلا

     باز هم به من ربطی نداره.مخصوصا اگه یه طبل زن هم به قول معروف جوش کنه!!!

      نمیدونم.فقط میتونم بگم عزاداریاتون قبول.

      حسینی باشید.

      ضمیمه۱:لطفا کسی ناراحت نشه.اینارو واسه ی اونایی نوشتم که دیدمشون. و

      شامل همه ی عزاداران محترم نمیشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 10:48  توسط ذهن آویزان  |