هیچ چیز درد ناک تر و تحقیرآمیز تر از این نیست که با یکی دو گردن از خودت بلند تر تو خیابون راه
بری و بعد یه آدم کور از کنارت رد بشه و به بغلیت بگه خانوم کوچولو کجا میری!
اینجای که تموم سلولای رشد بدنت به درد میان و عذاب وجدان شدید می گیرن .
این قد بلندی شده یک کنه که بد جوری چسبیده به جون ماها.آقایان واسه ازدواج دنبال یه دختر
تحصیل کرده که باباش پولدار باشه و آشپزیش خوب باشه و قدش بلند باشه عین هو ذرافه
حالا می خواد خود آقا داماد بیسواد کچل ته استکانی باشه.حالا می خواد دختره کور و کچل باشه
فقط قدش بلند باشه.
ما که هیچکدومشو نداریم !!!
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 10:46  توسط ذهن آویزان
|
